الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

60

تفسير مجمع البيان (فارسى)

لغات : الفجر : پاره شدن عمود صبح است ( كه مانند دم گرگ در مشرق افق ظاهر مىشود ) خداوند براى بندگانش شكافته است شكافتنى آن گاه كه آن را در افق مشرق ظاهر مىكند به پشت كردن شب تاريك و آمدن روز روشن ، و آنها دو فجر است : 1 - فجر مستطيل است و آن سفيديست كه از جهت درازى و طول بالا ميرود مانند دم گرگ و آن در شرع حكمى ندارد . 2 - آن سپيدى است كه كشيده و در افق و فضاى آسمان پراكنده مىشود و آن اوّل وقتيست كه در ماه رمضان خوردن و نوشيدن در آن حرام است براى كسى كه ميخواهد روزه بگيرد و آن اوّل روز است . الحجر : عقل و خرد را گويند و اصل آن منع است مىگويند حجر القاضى على فلان ماله ، يعنى قاضى منع كرد فلانى را از تصرّف مالش ، و عقل منع مىكند از كارهاى زشت و قبيح و تنفّر ميدهد از فعل آن . العماد : جمع آن اعمد و آن پايه‌اى است كه بر آن بنا گذارده مىشود و در قوّه و شرافت استعمال مىشود ، ميگويند فلانى بلند است شرافتش و يا نيرويش ، شاعر گويد : و نحن اذا عماد البيت خرّت * على الاخفاض نمنع من يلينا و ما هر گاه پايه خانه بر اثاث و متاع خانه فرو ريزد منع مينمائيم كسى را كه در كنار و جوار ما باشد از اينكه به او صدمه‌اى وارد شود ، شاهد اين بيت كلمه عماد است كه به معناى زوال قوّه و نيروى مالى است .